‏نمایش پست‌ها با برچسب گزارش کارگری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گزارش کارگری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ دی ۱۲, یکشنبه

گزارش ارسالی از کارخانه ی آونگان اراک


گزارشی از وضعیت
کارخانه​ی "آونگان اراک"

(گزارش ارسالی)




توضیح وبلاگ: این گزارش توسط یکی از کارگران کارخانه​ی آونگان اراک برای ما ارسال شده که مروری است بر مشکلاتی که این کارخانه با آن درگیر است و در این میان کارگران بیشترین آسیب را می​بینند.سپاس از رفیق عزیزمان برای ارسال این گزارش.

كارخانه​ی آونگان توليد كننده​ی دكل​هاي برق و نبشي​هاي ساختماني است. اين كارخانه توسط دولت در سال 1353 ايجاد شد و با شروع به كار اين كارخانه، تعداد زيادي كارگر در بخش​هاي مختلف اين كارخانه مشغول به كار شدند و از نظر درآمدي و حقوق ماهيانه تا زماني كه طرح خصوصي​سازي شركت​هاي دولتي و بخش​هايي از آن مطرح شد، مشكلي نبود و همه چيز تقريبا خوب پيش مي​رفت.
با شروع روال خصوصي​سازي، اين شركت هم چون ديگر بخش​هاي مختلف دولتي به بخش خصوصي واگذار شد.
اما نحوه​ی واگذاري اين واحد توليدي داراي نقاط مبهم و ضعف​هاي بسيار زيادي است كه براي بهتر مشخص شدن اين مسئله لازم است كه مطالب زير با دقت مورد مطالعه واقع شود. مطالبي كه خود خبرنگار فارس در مصاحبه با "عباس رجايي" نماينده​ی اراك در مجلس عنوان نموده است ( برگرفته از پايگاه خبري تحليلي استان مركزي):
عباس رجايي در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اراك افزود: در پي تحقيق و تفحص مجلس از نحوه​ی واگذاري كارخانه آونگان اراك به بخش خصوصي، ديوان محاسبات كشور يكي از مراكزي بود كه نتايج اين تحقيق و تفحص بدان ارائه شد و اين مركز نيز طي چند روز اخير در قالب نامه‌اي به صورت مكتوب ضمن قبول نتايج تحقيق و تفحص صورت گرفته احراز تخلف در نحوه​ی واگذاري اين كارخانه را نيز تأييد كرده است.
وي گفت: ديوان محاسبات كشور در متن اين نامه آورده است:
1) براساس وكالت​نامه​ی شماره 2000/5491 مورخ 1/7/1382 شركت ساتكاب اختيار فروش تعداد 4 ميليون و 800 هزار سهم معادل 40 درصد از كل سهام آونگان را مطابق ماده 15 قانون برنامه سوم و آيين نامه اجرايي آن به سازمان خصوصی​سازي داشته است.
2)مدت وكالت​نامه 6 ماه بوده و براساس ماده​ی 19 آيين​نامه ​اجرايي قابل تمديد است.
3)تعيين قيمت پايه سهام براساس آيين نامه اجرايي و بند (و) ماده (14) قانون برنامه​ی سوم بر عهده​ی سازمان خصوصي​سازي است.
4) هيئت عامل سازمان خصوصي سازي در جلسه مورخ 4/7/1383 قيمت پايه سهام بلوكي معادل 9/33 درصد آونگان را 9500 ريال براي هر سهم تعيين و تصويب مي‌كند.
5)هيئت عالي واگذاري در همان روز يعني 4/7/1383 قيمت پيشنهادي سازمان خصوصي​سازي را كه معادل 9500 ريال است، مورد تأييد قرار مي‌دهد.
6) براساس تفاهم​نامه​ی منعقده مابين سازمان خصوصي​سازي و شركت ساتكاب كه در مورخ 5/7/1383 به امضا مي‌رسد، ارزش پايه سهام شركت آونگان به موجب بند (و) ماده (14) قانون برنامه سوم و مصوبه شماره 33846/ت30096 هـ مورخ 24/6/1383 هيئت وزيران توسط سازمان خصوصي​سازي تعيين مي‌شود و هم​چنين نحوه​ی فروش به صورت 40% نقد و 60 درصد اقساط است.
7) سازمان مذكور طي آگهي عرضه سهام كه در روزنامه‌هاي دنياي اقتصاد و جهان اقتصاد 7/7/1383 به چاپ رسيده است تعداد 4077720 سهم معادل 9/33 درصد سهام شركت آونگان را از طريق بورس و به قيمت 9500 ريال به معرض فروش مي‌گذارد.
8) سهام مذكور در همان روز اول عرضه يعني 28/7/1383 با قيمت هر سهم 10 هزار ريال به آقاي جعفري فروخته مي‌شود.
9) قرارداد فروش سهام در مورخ 11/8/1383 مابين سازمان خصوصي سازي به عنوان فروشنده و آقاي مجتبي جعفري به عنوان خريدار با شرط 40% نقد و 60% اقساط 36 ماهه منعقد مي‌گردد.
رجايي گفت: در صفحه دوم اين نامه نيز نتايج رسيده​گي ديوان محاسبات كشور بدين شرح آورده شده است:
1ـ وكالت فروش كه توسط ساتكاب به سازمان خصوصي سازي واگذار شده 6 ماه اعتبار داشته و تمديد نيز نگرديده لذا فاقد هرگونه ارزش در زمان فروش بوده است.
2ـ عليرغم اينكه سه تن از كارشناسان رسمي دادگستري در مردادماه 1383 ارزش ويژه9/33 درصد سهام شركت آونگان را بالغ بر 200 ميليارد ريال و ارزش هر سهم را 17091 ريال محاسبه و تعيين قيمت نموده‌اند اقدام هيأت عامل شركت در 40 روز بعد براي تعيين قيمت پايه هر سهم 9500 ريال معادل 60 درصد قيمت كارشناسي فاقد توجيه و مباني قانوني است.
3ـ معاون قيمت گذاري به عنوان پيشنهادكننده و هيأت عامل سازمان خصوصي​سازي تصويب كننده نرخ سهام به عنوان موكلين دولت و مردم مي‌بايست از حقوق بيت‌المال دفاع كرده و به نفع آنان براساس صلاحيت خود قيمت​گذاري كنند نه به نفع اشخاص حقيقي. به نظر مي‌رسد علاوه بر اين كه با اين روش صلاحيت نام​برده​گان در تعيين ارزش شركت‌هاي ديگر نيز مخدوش شده مبلغ 28 ميليارد ريال ناشي از فروش سرمايه‌هاي دولت زير قيمت كارشناسي نيز موجب ضرر و زيان بيت‌المال شده‌اند.
4ـ فروش سهامي كه به مدت يك سال در سازمان مذكور معطل مانده مشخص نيست به چه علت در يك روز معين مصوبه هيأت عامل و مصوبه هيأت عالي واگذاري با عجله اخذ و پس از اين كه همه اقدامات رأساً توسط سازمان خصوصي​سازي انجام شده است در روز بعد با ساتكاب تفاهم نامه امضا مي‌شود. با توجه به روش مذكور تفاهم​نامه امضا شده فاقد ارزش و قابل پي​گيري است.
5ـ نحوه و ميزان دخالت شركت ساتكاب در تخلفات ذكر شده قابل بررسي است.
وي خاطرنشان كرد: در پايان اين نامه نيز آمده موارد تخلف صورت گرفته توسط شركت موصوف براي طي مراحل قانوني به دادسراي ديوان محاسبات كشور ارجاع و در حال رسيدگي است كه نتايج آن متعاقباً به استحضار خواهد رسيد.
رجايي در بخش ديگر سخنان خود با اشاره به اشكالات قانوني و ماهيتي در نحوه​ی واگذاري شركت‌هاي دولتي به خصوص در سيستم‌هاي قبل گفت: در واگذاري‌هاي صورت گرفته به هيچ وجه شرايط براي افزايش بهره‌وري نبوده است.
وي با بيان اين كه هدف قانون‌گذار مبني بر افزايش بهره‌وري و رشد توليد ناخالص داخلي در واگذاري‌هاي صورت گرفته لحاظ نشده اذعان داشت: با اجراي طرح خصوصي​سازي و واگذاري بخش دولتي به خصوصي طي سال‌هاي اخير متأسفانه مجموعه كشور شاهد اخراج كارگران، بيكاري، كاهش توليد و ... به جاي افزايش بهره‌وري بوده است.
كارخانه​ی آونگان اراك از جمله كارخانجات واگذار شده به بخش خصوصي است كه طي يك سال و نيم گذشته به مبلغ 12 ميليارد تومان آن هم به صورت اقساط فروخته شده است.
به گفته فاضل نورمحل عضو شوراي كار كارخانه آونگان اراك اين كارخانه در زمان واگذاري تنها حدود 15 هزار تن نبشي به ارزش 27 ميليارد تومان، و بالغ بر ده هزار تن شمش در انبارها داشته است اين در حالي است كه اگر ارزش زمين 11 هكتاري به همراه ساير املاك و اموال كارخانه اعم از مواد اوليه موجود و خريداري شده، دستگاه‌ها و تجهيزات،‌ ساختمان مركزي در تهران و منازل مسكوني اين كارخانه محاسبه شود ارزش آن به بيش از 100 ميليارد تومان خواهد رسيد.
گفته‌هاي اين عضو شوراي كار كارخانه آونگان مي‌افزايد: نقدينه​گي و مطالبات اين كارخانه در هنگام واگذاري حدود 7 ميليارد تومان بوده اين در حالي است كه هم اكنون نه تنها به رقم فوق افزوده نشده بلكه حدود 20 ميليارد تومان نيز بدهي در ليست بدهي‌هاي كارخانه به ثبت رسيده است.
نورمحل در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اراك كاهش توليد و نيروي انساني شاغل را از ديگر پيامدهاي واگذاري كارخانه آونگان به بخش خصوص عنوان كرد.
بعد از اجراي طرح و واگذاري كارخانه مذكور به بخش خصوصي، شروع سختي كار براي كارگران بود به طوري كه كم​كم وضعيت توليد در اين بخش با توجه به روند رو به ضعف اقتصاد كشور و تحريم​ها و عدم فروش رفتن توليدات رو به وخامت گذاشت اين در حالي است كه بايد طلب كارگران و معوقه​ی بازنشسته​گان و ..... را به آن اضافه نمود.
دولت به خريدار كارخانه اين قول را داد كه با دادن مبالغي كمك به آن​ها ، بدهي كارگران و بازنشسته​گان را پرداخت كند ولي با اين حال مدير كارخانه با بهانه هاي مختلف از پرداخت معوقه ها در موعد مقرر به كارگران سر بازد و اين منجر به اعتراضات مختلف شد.
اين درحالي است كه بنا بر آن​چه كه گفته شد بخش​هايي از واحدهاي توليد اين كارخانه به ناچار به دليل كمبود نقدينه​گي و عدم فروش جنس به تعطيلي كشانده شد و تعدادي از كارگران بيكار شدند.
شروع بيكاري و عدم پرداخت دست​مُزدها ابتداي اعتراضات و بلند شدن صداي آن و كشيده شدن مسئله به بهارستان- تجمع در مقابل فرمانداري و استانداري- دفتر رهبري و رياست جمهوري و در نهايت رسيدن اين اخبار به سايت​هاي خبري و نمايش آن از تلويزيون صداي امريكا وبي بي سي شد.
كارگران بعد از عدم پاسخ​گويي صحيح به خواسته​هايشان، در مقابل استانداري اراك تجمع كرده و با سر دادن شعارهايي خواستار رسيده​گي مسئولان به وضعيت خويش شدند.
با بالاگرفتن تجمع و اعتراضات نيروهاي امنيتي با كمك نيروي انتظامي به تجمع آنان حمله​ور شده و بسياري را با باتوم مورد حمله قرار داده و زخمي كرده و عده​اي هم دست​گير شده به بازداشت​گاه انتقال دادند.
بعد از هم پاشيدن اين تجمع؛ عده​اي به عنوان نماينده كارگران طي نامه​اي به نيروهاي دست​اندركار در استان مركزي خواستار رسيده​گي به وضعيت خويش شدند ولي پاسخ معقولي دريافت نداشتند بعد از آن به دفعات نامه​هايي به دفتر رهبري در تهران نوشته شد و حتا نماينده​اي هم براي بررسي موضوع به تهران فرستاده شد ولي دفتر رهبري عنوان كرد كه اين موضوع به حيطه رياست جمهوري مربوط مي​شود و امكان پاسخ​گويي از اين مرجع وجود ندارد.
با پاس دادن اين وضعيت به دفتر رياست جمهوري باز هم طبق معمول نتيجه​اي عايد نشد تا اين​كه باز عده​اي از كارگران به عنوان نماينده در حدود 10 ماه قبل به تهران آمده و موضوع را به بهارستان كشيدند ولي از نتيجه آن مذكرات هم چيزي عايد نشد يا اين​كه گزارشي عنوان نشد.
به هرحال وضع به اين منوال گذشت تا اين​كه با فشار و تلاش زياد اين نيروها بالاخره، کارگران شرکت صنایع و آونگان اراک نزدیک عید با فشار مسولین استانی و کشوری از 6 ماه حقوق معوقه موفق به گرفتن یک ماه آن شدند و مثل این​که قرعه بنامشان زده​اند همیشه 6-7 ماه طلب​کار باشند. اگر همان​جور که رئیس​جمهور گفته هدف​مند کردن یارانه از اول خرداد شروع بشود تازه ابتدای افزایش تصاعدی مشکلات طاقت فرسای آن​ها و خانواده هایشان است.(البته شروع شده است)
به گزارش مرکزی دیلی و به نقل از وبلاگ کارگر ۸۹ ، این همه جلسه و قول هم به اندازه یک ارزن راه​گشا نبود. جلسات استانی برای حل مشکل کارگران صنایع استان بیشتر به وقت​کُشی برای فرار از انجام تعهدات کارفرمایان سرکش است که ریش همه را وجب کرده اند.
در تاریخ ۱۶/۱۰/۱۳۸۸ با حضور ۶ نفر نمایندگان استان – رحیمی معاون اول احمدي نژاد و استاندار و دری نجف آبادی جلسه​ای تشکیل شد و تصمیم گرفته شد به کارخانه شرکت صنایع اراک تسهیلات بدهند به شرط این​که خریداران شرکت متعهد بشوند حقوق معوقه کارگران را پرداخت کنند و به تمام شروط مربوط به راه اندازی خط تولید کارخانه عمل کنند در این جلسه برای کارگران آونگان قرار می​شود اول مسئله مدیریت شرکت مشخص شود و بعد از آن موضوع استهمال شرکت به بانک سپه با پرداخت تسهیلات جدید برای حل مشکل کارخانه بررسی شود. ۴ ماه از این جلسه می​گذرد اما کارفرمایان به هیچ تعهدی عمل نکرده​اند همان​طوری که به تعهدات قرار داد خرید شرکت عمل نکرده و نمی​کنند.
یکی از مقاماتی که قبلا گفته بود خریداران شرکت صنایع صلاحیت ندارند یک​دفعه نظرش عوض شده و با ارسال نامه​ای به وزارت کار تلاش کرد کارگران را به بیمه بیکاری بفرستد اما با موافقت کارگران و نامه​نگاری آن​ها با رهبر، احمدی نژاد شکست خورد.
یک مقام اگاه گفته که یکی از مسئولین بلند پایه کشور برای بازپس​گیری شرکت صنایع نامه​ای به استان ارسال کرده اما هنوز کسی پیدا نشده است که شهامت اجرای این دستور را پیدا کند.
قدت ا… علیخانی یکی از نماینده​گانی که با جامعه​ی کارگری ارتباط تنگاتنگی دارد گفته: مشکلات عجیب و غریبی در بخش کارگری داریم و متاسفانه ما این قشر عظیمی را که چرخ صنعت کشور را به گردش در می‌آورند، نادیده گرفته‌ایم وقتی حقوق ۸ ماه کارگران داده نمی‌شود حتما به فکر این نیستیم که خانواده‌های این‌ها چگونه زنده​گی می‌کنند. دولت کک​اَش هم برای کارگران نمی‌گزد. با این روندی که در پیش است آینده بسیار تاریکی را برای صنعت پیش​بینی می‌کنم مخصوصا برای کارگران. حال دولت چگونه جواب کارگران محروم را خواهند داد؛ نمی‌دانم.
شاهد این هستیم که بخش قابل توجهی از کارگران از وضعیت‌شان ناراضی هستند و مشکل دارند. هر روزه به ما مراجعه می‌کنند، نامه می‌نویسند، بعضا جاده‌ها را می‌بندند و تظاهرات می‌کنند، گاهی مقابل ساختمان ریاست جمهوری و وزارتخانه‌های مرتبط تجمع می‌کنند ولی متاسفانه کسی به دادشان نمی‌رسد. بارها دیده‌ایم که حتا کارگران ده ماه است حقوق دریافت نکرده‌اند.
ما هم که تلاش می‌کنیم تا معوقه​ها پرداخت شود می‌بینیم آن کارخانه​ی مربوطه اعلام ورشکسته​گی می‌کند. در واقع مدیرانی که این کارخانه‌ها به آن​ها واگذار شده یک بازی کاملا حساب شده انجام می‌دهند. بسیاری از این مدیران به جای این​که موتور کارخانه‌ها را راه‌اندازی کنند، وام‌های کلان گرفته و در جای دیگر مصرف کرده‌اند. و ما هم متاسفانه کارمان فقط شده تذکر دادن به وزارتخانه‌ها و دولت.
مسئله​ی کارگران را رها کرده و اهمیتی به آن نمی‌دهند. در آستانه​ی روز کارگر خواهیم دید که شعار می‌دهند و جلسه می‌گذارند. از نیشکر خوزستان گرفته تا صنعت اصفهان تا جاهای دیگر مشکلات کارگری وجود دارد و این مسئله به معضل بزرگی تبدیل شده است. ولی متاسفانه دولت دراین بخش مانند خیلی از بخش‌های دیگر جز شعار برای رسیده​گی به کارگران کاری نکرده است.
با خیلی از مصوبات جلسات یک نان لواش هم نمی توان خرید حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش مشکلات کارگران اراک را !!
با اين​كه اين جلسات و رفت​وآمدها ادامه داشت و بررسي​ها انجام شد و قول وقرارهايي هم گذاشته شد ولي نه دولت و نه خريدار سهام كارخانه به هيچ يك از وعده​هاي خود عمل نكردند تا جايي كه باز هم كارگران مجبور شدند دست به تجمع بزنند.
در روز دوشنبه هجدهم مهر ماه کارگران شرکت​های کمباین​سازی، واگن پارس و آونگان اراک با تجمع در مقابل کارخانه​های خود و انسداد ورودی شهر نسبت به عدم پرداخت حقوق خود اعتراض کردند.
به گزارش مرکزی دیلی و به نقل از وبلاگ “اراک ، شهر من ” ، این گزارش افزوده است کارگران معترض شرکت آونگان که حدود نه ماه است حقوقی دریافت نکرده اند قصد عزیمت به تهران و تجمع در مقابل مجلس را داشتند که صبح روز دوشنبه 18مهرماه با دخالت نیروی انتظامی از حرکت به سمت تهران بازداشته شدند و هم​راه با کارگران واگن پارس و کمباین سازی مقابل کارخانه دست به تحصن زدند.
هم​چنین کارگران شرکت​های واگن پارس و کمباین​سازی نیز چهار ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده​اند.
تجمع کارگران تا نزدیک ظهر ادامه داشته است و با دخالت نیروهای انتظامی به پایان رسیده است.
در خبری دیگر مرتبط با وضعیت بحرانی شرکت صنایع اراک «کارگر ۸۹» خبر داد با گذشت ١۵ روز از جلسه رسیده​گی به مشکلات کارگران شرکت صنایع اراک در فرمانداری باز برادران شهرجردی (مالکان شرکت)به قول و تعهد خود عمل نکردند و پرداخت یک ماه حقوق کارگران و راه اندازی سالن ۴ تا ٢٠ مهر انجام نشد.
به نوشته این وبلاگ «کارگران شرکت صنایع اراک روز شنبه با شرکت در انتخابات شورای اسلامی کار حضور گسترده​ای داشته​اند و علی رغم کارشکنی کارفرما با مشارکت بالایی نماینده​گان خود را انتخاب کردند. صادقی و ایجانی نفرات اصلی و بهرامی و اللهیاری علی​البدل شورای اسلامی کار صنایع هستند که در برابر طرف​داران شهرجردی با رای بالا به پیروزی رسیدند».
بنا به این گزارش اعزام بازرسین به اراک و بررسی مشکلات کارگران شرکت صنایع و آونگان تایید شد و طبق اطلاعات دریافتی این بازرسان به اراک آمده اند و با تعدادی از کارگران این دو شرکت دیدار کرده​اند و گزارشات کاملی از ضعف برخورد با کارفرمایان بی تعهد و مشکلات بوجود آمده برای کارگران تهیه کرده​اند که به گفته منبع کارگر ۸۹ «یکی از محور های این گزارش ضعف عمل​کردها در برابر کارفرمایان قانون شکن و قانون گریز است».
اما دریکشنبه شب در تاريخ 11آبان 89 جلسه​ای با حضور حامیان دولت در اراک برگزار شده است که در آن با سانسور پرسش​های مطرح شده از سوی کارگران برای گرفتن پاسخ از نماینده دولت این جلسه به تشنج کشیده شده است.
در همین رابطه وبلاگ ” کارگر ۸۹ ” می​نویسد : «علی محصولی ریس ستاد احمدی​نژاد مجری مراسم بود و سوالات حاضران را از مهمان تهرانی قرائت می​کرد. سانسور و قرائت نشدن سوال کارگران شرکت صنایع با واکنش شدید کارگران روبرو و جلسه به تشنج کشیده شد».
این وبلاگ ادامه می​دهد «بعد از آرام شدن جو جلسه کارگران صنایع و آونگان با خطاب قراردادن محصولی واعتراض شدید به او با آه و سوز فراوان مشکلات خود را مطرح کردند و از بی اعتنایی مسئولین استان به دستورات رئیس دولت گله کردند. یکی از کارگران با اشاره به پرداخت نشدن ۱۲ ماه حقوق کارگران و بی تعهدی کارفرمای شرکت صنایع به محصولی گفت چرا سوال ما را نخواندی مگر خلاف شرع نوشته بودیم؟ مگر مطرح کردن مشکلات ما در این استان جرم است یا حمایت از آمریکا و اسرائیل است؟».
کارگر ۸۹ در ادامه با اشاره به واکنش نماینده دولت به سخنان کارگران نوشته است «آقای نماینده اعزامی دولت از تهران در واکنش به مطالب ارائه شده گفت که مسولین استان درحق کارگران کوتاهی کردند و عده​ای که به اسم سرمایه​دار شرکت صنایع اراک و آونگان … را مفت خریده​اند در حق کارگران ظلم کرده​اند که همه این موارد گزارش می​شود».
این در حالی است که خریداران شرکت صنایع بی​اعتنا به مصوبات و دستورات مسئولین در یک اقدام عجیب اقدام به انتشار آگهی فروش دست​گاه​های شرکت به صورت «کیلویی» نموده است در حالی که «شهرجردی(مالک شرکت صنایع) قول داده بود تا ٢٠ مهر یک ماه حقوق کارگران پرداخت شود و تا همین تاریخ سالن ۴ نیز راه​اندازی شود.
با آشکار شدن کم کاری تعدادی از مدیران در حوزه​های مختلف و گزارشات ارسال شده به تهران بعضی افراد از ماندگاری مقام و میزشان در استان ناامید شدند و در حال رایزنی برای خروج از استان مرکزی می​باشند. در همین رابطه می​توان به مذاکرات واسطه​های این افراد با معاون وزیر اشاره کرد.
آن​چه كه در اين ميان بايد به آن اشاره كرد اين است كه گرچه قول و قرارها حكايت از حل مشكل دارد ولي اميد آن نمي​رود كه اين وضعيت سرانجام خوبي براي كارگران داشته باشد .به طوري​كه يكي از كارگران اين شركت گفت:
مدير كارخانه آونگان اراك سنوات 120 نفر از كارگران اين شركت را در يك و نيم سال گذشته پرداخت نكرده است به گونه‌اي كه كارگران از اين محل هم اينك يك ميليارد و 100 ميليون تومان از مديريت كارخانه طلب دارند.
وي با اشاره به اينكه تمام مطالبات كارگران اين شركت قانوني است اضافه كرد: تمام كارگراني كه سنوات خود را در اين مدت دريافت نكرده‌اند از مديركارخانه آونگان اراك چك دريافت کرده​اند كه جمع اين مبلغ بالغ بر يك ميليارد و 100 ميليون تومان است ولی با مراجعه به بانك هيچ وجهي در حساب مدير اين كارخانه وجود نداشته است و تمام چك‌هاي صادر شده برگشت خورده است.
به گفته وي، كارگران براي نشان دادن حسن ظن خود تاكنون دوبار نسبت به تغيير چك‌ها و مهلت به مدير كارخانه اقدام كرده‌اند ولي با اين وجود مديريت كارخانه به هيچ عنوان نسبت به پرداخت بدهي خود به كارگران تمايلي نشان نداده و كارگران را سرگردان كرده است.
اين كارگر شركت آونگان اراك با اشاره به اين​كه كارگران براي احقاق حقوق خود حكم مصادره اموال مدير كارخانه را دريافت كرده‌اند اضافه كرد: در اين زمينه خودروي مدير كارخانه به مبلغ 45 ميليون تومان توسط كارگران توقيف شده است ولي براي دريافت مابقي طلب​كاري چيزي از مدير كارخانه در دست​رس كارگران نيست تا نسبت به توقيف آن اقدام كنند.
وي با اشاره به اينكه مديركارخانه آونگان اراك هم اينك در دسترس كارگران نيست گفت: با مراجعه به استانداري و رايزني با مسئولان استان مقرر شده است موضوع كارگران اين شركت به استاندار مركزي گزارش و راه​كارهايي براي رفع مشكل كارگران انديشه شود ضمن اين​كه با وجود پي​گيري‌هاي فرماندار تاكنون نتيجه‌اي از رايزني‌هاي فرماندار براي برطرف شدن مشكل كارگران حاصل نشده است.
شريفي با انتقاد از روند خصوصي​سازي صورت گرفته در اين شركت در سال 83 گفت: اجراي سياست اصل 44 قانون اساسي با هدف افزايش اشتغال و توليد در كشور به مرحله اجرا درآمد ولي به دليل بي تدبيري صورت گرفته در واگذاري كارخانه‌ها به افراد بدون صلاحيت كارخانه‌اي مانند آونگان اراك كه از شركت‌هاي بزرگ توليد كننده دكل‌هاي انتقال نيرو بود و سوددهي بالايي داشت تنها نام و ساختماني بيش نمانده است و كارگران شاغل در آن از بيكاري و سردرگمي ناشي از سوء مديريت در اين واحد رنج مي‌برند.
وي با استمداد از مسئولان براي رسيدگي به وضعيت كارگران اين شركت بيان داشت: از مسئولان انتظار مي‌رود در اين زمينه با جديت پي​گيري احقاق حقوق كارگران اين شركت باشند و اجازه ندهند كه بيش از اين حقوق كارگران اين كارخانه تضييع شود.
اما براساس آخرین اخبار(يكم آذر89) در جلسه کمیسیون کارگری شهرستان اراک با حضور عباس رجایی نماینده اراک در مجلس برگزار شده است قرار شده تا آقای دکتر مهدوی از اساتید دانشگاه شهید بهشتی تهران که مدتی است اداره​ی کارخانه آونگان را به عهده گرفته 10 چک 130 میلیون تومانی با فاصله های یک​ماهه در وجه کارگران بازنشسته این شرکت که سنوات خود را دریافت ننموده اند پرداخت کند.
اين بررسي​ها و مسائل مطرح شده در مورد آونگان اراك مربوط به ماه​هاي گذشته است اما آن​چه كه از اين به بعد مطرح مي​شود اخبار جديدي است كه طي صحبت با يكي از كارگران اين كارخانه به دست آمده است.
همان​طور كه مي​دانيم حدود يك سال ونيم و يا دوسال است كه كارخانه آونگان به وضعيت اسفبار امروزي در آمده و تمام تلاش​ها براي بهبود اوضاع كارگران و اعتراضات آنان به جايي نرسيده است.
طبق گفته​ی اين كارگر؛ قرار بود مطابق قول و قرارهاي گذاشته شده و با دادن وام به صاحب كارخانه بدهي كارگران از اين مبلغ دريافتي پرداخت شود ولي هرگز اين كار صورت گرفته نشد و وضعيت به همين منوال كه مي بينيد ادامه يافت.
در پي سفر احمدي نژاد به اراك و سخنراني وي در مجموعه ورزشي شهر اراك تعداد زيادي از كارگران كارخانه آونگان اراك كه نا اميد از همه​ی مسئولان شده بودند با پلاكاردهايي در دست به آن​جا ره​سپار شده و يك​صدا باهم فرياد مي زدند و احمدي نژاد را خطاب قرار مي​دادند و به اين شكل توجه او را به خود جلب كردند و با شعارهايي خواستار رسيده​گي به وضعيت خود توسط مسئولان شدند.
بعد از اين ماجرا مسئولان از طرف احمدي نژاد دستور يافتند به كار آنان رسيده​گي كنند ولي چقدر اين دستور واقعي بود و اهميت داده شد معلوم نيست.
به هرحال با پي​گيري بسيار قرار شد كه دولت به صاحب كارخانه حدود 4 ميليارد تومان وام بدهد كه از اين منبع كليه​ی مطالبات كارگران ، معوقه​ی بازنشسته​گان و همه​ی بدهي آنان پرداخت شده و خطوط توليدي اين كارخانه با خريداري مواد اوليه به كار بازگردد.
ولي طبق محاسباتي كه از طلب​هاي كارگران تا به امروز شده است حدود سه ميليارد و دويست ميليون تومان از 4 ميلياردي واريزي دولت به حساب اين كارخانه به پرداخت بدهي كارگران تعلق مي​گيرد و تنها حدود 800 ميليون تومان براي خريد مواد اوليه براي راه اندازي واحدهاي توليدي كارخانه باقي مي​ماند كه معلوم نيست با شرايط موجود اقتصادي جامعه و وضعيت بحراني كشور جواب​گو باشد يا خير.
مسئله ديگر كه در اين بين از طرف ايشان مطرح شد اين بود كه در ماه​هاي قبل از ايجاد بحران به اين شكل، صاحب كارخانه با گرفتن كار به صورت پروژه​اي بخش​هايي از واحدهاي توليدي را سرپا نگاه داشته بود به اين شكل كه با گرفتن مواد اوليه از يك پيمانكار براي ايشان به همان اندازه دريافتي مواد اوليه نبشي​هاي ساختمان را توليد كرده و به آن​ها واگذار مي​كرد و به اين شكل بخشي از هزينه كارخانه و حقوق كارگران را تامين مي​كرد اين وضعيت تا زمان كنوني كه زمان بحران كارخانه ناميده مي​شود ادامه داشت.
وي اظهار داشت كه اكنون بخش​هايي كوچك از اين كارخانه به صورت خيلي محدود فعال بوده و تعدادي هم كار مي​كنند و اين​كه با گرفتن سفارشات محدود گاه​گاهي به كار مشغول هستند ولي در اين مدت كارگران به كارخانه مي​آيند ولي كار نمي​كنند يعني اين​كه واحدهاي توليدي اين كارخانه به ورطه تعطيلي كشانده شده و ورود و خروج كارگران تنها به اين دليل است كه حضورشان در كارخانه ثبت شود.
به هرحال آنچه كه در اين ميان اصل و مطرح است اين است كه تا چه حد اين وعده و وعيدهای دولت و كارگزاران به كارگران واقعي بوده و آيا در حقيقت اين مشكل حل خواهد شد يا نه؟
آيا كارگران كارخانه اونگان اراك و دیگر کارگران به حق خود خواهند رسيد يا نه؟ به خصوص با حذف يارانه​ها از سبد اقتصادي خانوارهاي ايراني وضعيت اين​گونه كارگران و كارمندان به كجا خواهد رسيد.
آن​چه كه امروزه و با اين اوضاع معقول به نظر مي​رسد و مي تواند جواب​گو باشد تنها و تنها اعتصابات عمومي و همگاني است و گرنه با اين چهره از دولت سرمايه داري اسلامي كه ديده ايم هرگز به جايي نخواهيم رسيد.

۱۳۸۹ آذر ۲, سه‌شنبه

کارِ پروژه است، یه روز میآیی، یه روز هم میری!(گزارشی متفاوت از کارگران پتروشیمی "پلیمر"کرمانشاه)


گزارشی متفاوت از کارگران پتروشیمی "پلیمر"کرمانشاه

کارِ پروژه است،

یه روز می​آیی، یه روز هم میری!





توضیح وبلاگ: این گزارش درباره​ی وضعیت کارگران پتروشیمی پلیمر کرمانشاه تهیه شده که البته به شیوه​ای متفاوت پرداخته شده است و به شکلی توصیفی و آماری- یا به روشی پوزیتیویستی- برخورد نشده و بیشتر نوعی روش کیفی در بررسی وضعیت زنده​گی کارگران به کار گرفته شده است و در پایان هم نویسنده تحلیلی مختصر از شرایط کنونی مبارزات طبقه​ی کارگر ارائه کرده​اند. از رفیقِ کارگرمان ح.م برای ارسال این گزارش تحلیلی سپاس​گزاریم.ضمنا این نوشته به​یاد و خاطره​ی کارگر کمونیست فدایی ایرج سپهری تقدیم شده است.

مدتی است که بخشی از کارگران پتروشیمی "پلیمر"کرمانشاه، کارگران "شرکت مهندسان مشاور سازه" در هراس و اضطراب به سر می​برند، در اولین تماسی که با هم می​گیرند، حرف و ذکرشان در مورد خبر تسویه​ای است که این روزها به​صورت شایعه و یا حقیقتی که در راه است، درکارگاه رواج پیدا کرده! هرچه به پایان ماهِ کاری و به زمان و موعد تسویه -که کارگران تاریخ​اَش را برحدس وگمان، آخر برج نهاده​اند- نزدیک​تر می​شوند، نگرانی​شان آشکارا شکل آزاردهنده و متاثر کننده‏ای به خود می​گیرد، صحبت​شان حول وحوش وضعیت زنده​گی‏شان است که چقدر وابسته به حقوق بخور نمیری هستند که بابت کارطولانی پایان هرماه و یا یکی دو ماه یک​بار دریافت می​کنند، فکر می​کنند- "اگراین کار را نداشته باشیم، چگونه باید روزگار را ازسر بگذرانیم!؟ و زندگی​مان تا چه حد در معرض تهدید قرار می​گیرد! در شرایط کنونی فکر بیکاری برای یک لحظه هم مشکل است! اصلا مُخی که برای یک لحظه فقط بخواهد به بیکاری فکر کند، خام است و صاحب آن مُخ عاقل نیست! امروزکه کار می کنیم ودستمان به این حقوق ناچیز بند است، از تهدید لحظه به لحظه​ی گرانی خوردوخوراک، پوشاک و بالا بودن هزینه​ی زنده​گی، کرایه خانه و نداشتن یک حداقل امنیت اقتصادی و معیشتی در رنج هستیم وتمام آرزوهای حداقل یک زنده​گیِ کوچک را به دل داریم! فردای بیکاری، بدون این حقوق ناچیز چطور می​توانیم دوام بیاوریم।!؟"

- پنج تا عائله دارم، خودم هستم، نه زمین کشاورزی دارم و نه سرمایه​ای، خدائیش خودم هستم وخودم! یعنی همین کاری که می​کنم و مزدی که می​گیرم تو حلق بچه​هام می​ریزم، پنجاه وپنج سال سنم، سنم را سه حرفش به کسره و زیر تلفظ می کند و روی حرف نون یک تشدید خفیف می​گذارد و حرف میم را هم کمی می‏کشد.کُرد است! اهل جوانرود، غزه​ی کردستان! بیکاری درآن​جا بیداد می​کند! - پیش مهندس میرم شاید برام کاری کرد،اصلا نمی دانم چکارکنم،کارکجا؟، توی این فصل و این موقع ازسال،گرانی! بدبختی! دست خالی! زن وبچه چه گناهی دارد؟ماهیچه‏های صورتش شل و آویزان شده، وخیلی زودتر از موعد وارفته‏اند، باد در زیر پوست و ماهیچه‏های صورتش رفته پف کرده و بزرگ شده‏اند، و خون در موی​رگ​های صورتش کمتر جریان دارد، و صورتش بی رنگ و حالت چشم‏هایش حکایت از نگرانی درونیش دارد. و لابد دراین میان که حرف می​زند، تصویربچه‏هایش، و زنش که از کم خونی رنج می​برد، و پسرش که به​خاطر هزینه​های سنگین از درس و تحصیل بازمانده ودختر بزرگش که بر سردوراهی تحصیل وترک تحصیل مانده در جلوچشمانش با او در گفت​وگو هستند!

- بابا من پدرم در قید حیات نیست،خودم هستم

با خنده می گوید! باور نمی​کنی که جدی می​گوید! خیلی جوان وخوش​رو است. ریخت و قیافه​اش داد می​زند،- ناکس این یکی می​خواد نارو بزنه، خیلی شبیه دانش​جویان است تا کارگران! نگاه کن ریش​اَش را مدل اصلاح کرده! اون تکه ریش​اَش در چانه و بالای زنخدان در زیر لب پائین​اَش را ببین، به اندازه پشت یه ناخن کوچک است!، برق چشم​ها وروحیه​ی جوان​اَش انرژی را میان کارگران هم طبقه​ای خود ایجاد می​کند! چهره​اش شفاف و خنده از روی لب​هایش نمی​افتد، با مهربانی می​گوید: یک خواهر وبرادر دارم که هر دو به دانش​گاه می‏روند، مادرم خونه است و یک برادر کوچک دارم،همه هزینه‏های زنده​گی روی گُرده​ی خودم است! می​دانی؟ اگر بیکار شوم چه می​شود، خواهر و برادرم از دانش​گاه باز می‏مانند، خرج خورد وخوراک خانه!؟چه می‏دانم!؟ وحشتناک است! من هم می​گویم وحشتناک است! اما نه در تائید حرف‏های کارگرِ جوان که دیپلم دارد، استعداد دارد و در خطر تسویه است. شانه​هایش ،برای به دوش کشیدن کیسه​های سیمان پنجاه کیلوئی، خیلی ظریف است! واقعا وحشتناک است!!

- مصیبت من یکی ودوتا نیست

کارگر زحمت​کشی است، سی​وهشت سال سن دارد، ازکارگرانی است که بیش از سه چهارم عمرخود را درکار و زحمت بوده و سختی کشیده، سواد درست‏وحسابی ندارد، مشت نمونه​ی خروار است! پرولتاریای آواره است! کارگر پروژه است، اصلا زحمت​کش است، چه با تعریفی در دو سطر که من آوردم، چه با تعریف یک مارکسیست دانش​گاهی با کمی میل به طبقه​ی کارگر و یا یک مارکسیست متعهد حرفه​ای، مسئول وحزبی! می​گوید:- فشاری که روی دوش من است مضاعف است،کرایه نشینم، وام​دار و قرض بارم، خودم، زنم، بچه‏ام و مادرم کم نبود، زن و دوتا بچه​ی برادرم که مدرسه می​روند،- دخترش دبیرستانی وپسرش در مقطع راهنمائی درس می​خواند.آن​ها هم به خانواده ما سرجمع شده​اند. می​خندد، خیلی تلخ، اما معلوم است که بیشتر از این سخت​جان است، کارسخت هم​راه با فشارهای عصبی و روانی بی وقفه، مدام اضطراب درونش را شدت داده استخوان​های گونه وصورت​اَش بیرون آمده و رنگ صورت​اَش تیره شده، پوست لب​ها و صورت​اَش بر اثر کم آبی و سوءتغذیه خشک گردیده، احتیاج شدید به ویتامین دارد! وقتی می​خواهد نشان دهد که درمانده است و باید تحمل کند، می​گوید: دیروز که جمعه و تعطیل بود، زن​برادرم با زنم تماس می​گیرد و می​گوید: نمی دانم چکارکنم!؟حتا نان خالی هم توی خونه نداریم، بچه​ها پاشدن در یخچال را باز می کنم ،فقط یک بطری که تا نیمه آب دارد در یخچال است هیچی نداریم! من هم که گوش می​دادم به زنم گفتم: خوب بهش بگو بیان خونه​ی ما،زنم بِش گفت- خوب بیاین خونه ما،فوری گفت باش....ه، بعد مکثی کرد وگفت: آخه میدوو...نی ما پول کرایه تاکسی نداریم که بیاییم اونجا، می خواست که بیشتر توضیح بده، توی همین فاصله دخترش گفت: مامان من دویست تومان پول دارم، زن بیچاره گفت: خیلی خوب می​آئیم، دویست تومان سه تا بلیط اتوبوس گرفتن سوار اتوبوس تا ایستگاه اومدن، بقیه راه تا خونه ما هم پیاده اومدن، کارگر زحمت​کش سی وهشت ساله در دنباله حرف​هایش گفت :خودم نهار نخوردم! مگه ما چقدر غذا داشتیم، شب هم ماندن شام خوردن و تعریف کردند،دخترش بیچاره سال آخر دبیرستان می​خونه تمریناتش را روی ورق باطله و روزنامه انجام می​دهد! در فاصله​ی بین خطوط روزنامه مسئله​ی ریاضی حل می​کنه، پدرعوضی و نامردش رفته معتاد و دربه​در شده،زن و بچه​هاش که تقصیر ندارن، بعد از شام زنم لوبیاها، دال عدس​ها و ماکارونی​ها را تقسیم کرد، نصف​اَش را زن برادر بُرد با یک مایع ظرف​شوئی و نصفه​ی دیگه موند برا خودمون بدون مایع ظرف​شوئی!حالا دیدین مصیبت وگرفتاری من هم کم نیست، اصلا آدم نمی​داند دردش را به کی بگوید، علیرغم سخت جانی می​شود درچشمان​اَش نگرانی و غم را خواند و سنگینی بار زنده​گی را روی دوش​اَش حس کرد!

سرانجام موعد شومی که این کارگران حاضر نبودند یک لحظه به آن فکر کنند، فرا می​رسد. کارگر پنجاه وپنج ساله​ی اولی،کارگر جوان دومی، کارگر زحمت​کش سی​وهشت ساله و تعدادی دیگر از کارگرانی که کمابیش همین وضعیت را دارند تسویه و از کار اخراج می​گردند.

در شرایطی که اوضاع جامعه هر روز بحرانی​ترمی​شود، کارهای پروژه​ای به​علت سوء مدیریت و نگاه سودجویانه و دست طولانی که پیمان​کاران در حیف و میل و به جیب زدن سرمایه​های ملی دارند بدون کم​ترین احساس مسئولیتی به​خصوص نسبت به کارگران، در برابر مشکلات خیلی زودتر از مراکز صنعتی با رکود و تعطیلی روبرو می​شوند، نمونه​هائی از کار این پیمان​کاران را می​توان در پروژه​ی پلیمر کرمانشاه مشاهده نمود، چندین پیمان​کار تاکنون اقدام به بستن قرارداد و اجراء و ساختن بخش​های جانبی این پروژه کرده​اند، هنوز درصد کمی از کار را انجام نداده​اند که به علل مختلف از ادامه​ی کار باز می​مانند و جای خود را به پیمان​کار جدید دیگری می​دهند. در وحله​ی اول کارگران هستند که آسیب می​ببنند و قربانی کشمکش میان کارفرما وپیمان​کار می​شوند، از کار بیکار می​شوند تا مجددا کارفرما با پیمان​کارِ دیگری قرارداد ببندد. آیا در این فاصله دوام می​آورند تا مجددا مشغول کار شود یا نه، مشکلات زنده​گی آنان را از پا در می​آورد!؟ امروز اکثریت وسیعی از نیروی کار به علت تعطیلی کارهای پروژه و صنایع یا بیکار شده​اند و یا با بیکاریِ احتمالی روبرو هستند، این در حالیست که کارگران پروژه​ای فاقد سندیکا و تشکل خود هستند که به پشتوانه​ی یک اتحاد جمعی با مبارزه​ی متحدانه به رویاروئی با مشکلات برخیزند و با به هم زدنِ توازن مبارزه میان کار وسرمایه به نفع خود خواست​های خود را به کارفرمایان تحمیل نمایند تا علاوه بر ادامه​کاری در فواصل بیکاری میان کار در دو پروژه به پشتوانه​ی تشکل خود بتوانند در مقابل سختی​های زندگی دوام بیاورند.

سال​های نیمه دوم دهه​ی پنجاه، یکی دوسال پیش از انقلاب یکی از دوره​های رونق کارهای پروژه​ای بود،که در بعد از سال​های بهمن پنجاه وهفت هم تداوم داشته و یک تجربه​ی جمع​بندی شده​ی آن سندی است مربوط به سندیکای کارگران پروژه​ای آبادان که در اختیارماست.

در این سال​ها کارهای پروژه​ای به خصوص در جنوب و بنادر جنوبی فراوان بود، و عمدتا پروژه​های واگذاری نفت،گاز و پتروشیمی بودند، کارگرانی که امروز سن آنان بین پنجاه وپنجاه وپنج سال است بهتر با دوره​ای که از آن یاد می​شود آشنا هستند، بعضی از این افراد صحبت می​کنند، که در یک روز سه پروژه و شرکت را برای کار دل​خواه و با مزیت بهتر بعد از ثبت نام عوض می​کردند، تا محل مناسب و مورد نظر مشغول کار شوند!

درسال​های جلوتر از این تاریخ، پیمان​کاران و مجریان طرح​های پروژه​ای، نماینده​گان و افرادی را هم​راه با پول به مناطقی که نیروی کار بیکار شده و ارزان داشت گسیل می​کردند. تا بابستن قرارداد با این نیروهای کار به هزینه پیمان​کاران آنان را روانه مراکز کار بکنند!

بعد از پنجاه وهفت کارهای پروژه در جریان بود، تا سایه شوم جنگ رفته رفته گسترده شد و بر همه چیز غلبه کرد، بعد از جنگ کارهای پروژه​ای شدت بیشتر گرفت، منتهی با تفاوت زیاد از یکی دوسال و سه پیش و پس از بهمن پنجاه وهفت، در آن سال​ها نه رژیم سلطنت می​توانست از جامعه​ای که می​رفت تا دچار تغییر و تحول بشود، جلوگیری کند، و نه رژیم اسلامی بعدا که می​خواست همه چیز را به کنترل و در مهار خود در بیاورد، ازعهده​ی این کار بر می​آمد، در کشاکش همین شرایط آزاد نسبی، تلاش و فعالیت کارگران پروژه​ای باسواد و آگاه در جنوب در ماهشهر و در آبادان در راستای ایجاد تشکل​های کارگری بود که به بار می​نشیند، و سندیکای کارگران پروژه​ای آبادان نتیجه این تلاش وکوشش​ها بود، درشرایط استیلای قدر قدرتی رژیم اسلامی، در تمام سال​های بعد از جنگ و با تحمیل فشارسیاسی هیچ​گاه به کارگران پروژه​ای فرصت داده نشد تا تشکل​های خود را به وجود بیاورند.

رایج​ترین کلامی که در میان کارگرانِ پروژه​ای، هنگام تسویه به بهانه​ی نیروی مازاد کار، و اخراج به بهانه​ی پایان کار پروژه که در میان کارگران رد و بدل و شنیده می​شود، در پاسخ سئوال هم​دیگر می​گویند:"کارپروژه است! یه روز می​آی، یه روز هم میری!" این کلام که به صورت فشرده و شعار درآمده، کارکردی دوگانه دارد، در دوره​ی رونق کارهای پروژه​ای، این جمله از روی میل و رضایت نسبی تکرار می​شد، کارگر با اعتماد به نفس این جمله را می​گفت، وساک​اَش را به کول می​کشید و دنبال کار دیگری می​رفت و کار هم قابل دست​رسی بود. اما در دوره​ی جمهوری اسلامی و به خصوص هر چه به سال​های اخیر نزدیک​تر می​شویم کار پروژه بیشتر به رکود کشیده می​شود و جمله​ی شعارگونه​ی کارگران -"کار پروژه است، یه روز می​آیی و یه روز هم می​روی!" کارکردش شبیه کارکرد تعریفی است که مارکس در یک مورد درتعریف از مذهب دارد و آن هم اینکه "مذهب آه مردم دردمند است"، کارگر پروژه​ای هم درشرایط کنونی که می​بیند دست​اَش دارد از کارکوتاه می​شود و هیچ​گونه حامی و پشتیببانی ندارد برای اینکه تحمل خودش را بالا ببرد وخود را تسکین بدهد درحالتی انفعالی به این جمله پناه می​برد: "کارپروژه است، یه روز می​آیی، و یک روز هم می​روی." با اینکه می​داند احتمال برگشت کمتری در کار است درصورتی که این کلام کارگران پروژه​ای با سنت سندیکای کارگران پروژه​ای آبادان تفاوت بسیار دارد. آنان می​گفتند: "سندیکا اصلا خط عیسا مسیح را ندارد که با مظلوم نمائی حقانیت خود را ثابت کند".

امروز در شرایطی کارگران پروژه​ای با بیکاری و تسویه​های اجباری روبرو می​شوند که بخش​های زیادی از صنایع بزرگ تولیدی با حجم زیادی از نیروی کار یکی بعد از دیگری با بحران روبروشده و به تعطیلی کشیده می​شوند، پراکنده​گی و بی سر و سامانی طبقه​ی کارگر به دنبال سرکوب و پی​گرد و تعقیب یک​ساله​ونیمه​ی اخیر ابعاد گسترده​تری به خود گرفته، بیشتر از هر زمانی در این یک دهه طبقه​ی کارگر با بحران از هم گسیخته​گی، بی​برنامه​ای و یاس و ناامیدی روبرو بوده! تلاشی که می​کند تلاشی تدافعی و تقلائی در میانه​ی شرایط مرگ و زنده​گی است که در آن به سر می​برند. متاسفانه حامیان و پشتیبانانِ طبقه​ی کارگر درمقابل این وضعیت که تبدیل به یک بُن​بست و مشکل حادِ عمومی برای کارگران وزحمت​کشان گردیده، دخالت​گری​های کمتری از خود نشان می​دهند و در آنجائی هم که دخالت می​کنند کم​ترین تغییری در روش​های خود که مناسب با شرایط کاملا متفاوتی که طبقه کارگر با آن روبه​روست نمی​دهند حتا در قالب شرح وگزارش و تعریف از شرایط موجود بدون هیچ نرمش و روشن​بینیِ تاکتیکیِ درستی که منطبق با شرایط اجتماعی باشد که در آن قرارداریم، حرف​های همیشه​گی خودشان را تکرار می​کنند بدون در نظر گرفتن افت وخیزهای اجتماعی وکِش​وقوس​هایی که جامعه با آن روبه​روست. نتیجه​ای که از این برخورد می​توان گرفت این است که این حامیان فاصله​ی زیادی با طبقه​ی کارگر و شرایطی که در آن قرارگرفته اند دارند و حداقل سعی نمی​کنند که ارتباط و تماس حسی و زنده​ای با کارگران داشته باشند تا بتوانند به یک ارتباط اصولی و پیوسته​گی پایدار تشکیلاتی برسند! فعالین کارگری به​عنوان افراد مسئول و علاقه​مند به سرنوشت کارگران و زحمت​کشان باید برای ایجاد ارتباط و پیوند میان کارگرانِ آواره و بیکارشده در شرایط کنونی که زیر فشارهای سنگین معیشتی درحالِ از پا درآمدن هستند چاره​اندیشی کنند، دوره​های انسداد و دیکتاتوری در تاریخ مبارزات اجتماعی مردم وکارگران کم نبوده اما پیوسته فعالین انقلابی بودند که در چنین وضعیت​هایی بارِ خطیر مبارزه را به دوش کشیده و با ابتکار و تلاش پی​گیر راه​گشایِ مبارزات توده​ها بوده​اند. امروز فعالین کارگری و مبارزین اجتماعی کوله​بارِ گران​بهائی از تجربه​ی مبارزه در شرایط پیچیده​ی پلیسی و اختناق در جمهوری اسلامی دارند و به عینه مشاهده می​کنیم پی​گرد و تعقیبی که درجریان است بیشتر از این نمی​تواند شدت بگیرد و ما هم​چنان دل در گرو مبارزه داریم و نمی​توانیم بیش از این پراکنده​کاری کنیم. علت اصلی این پراکنده​گی در وهله​ی اول اختناق است. ما فعالین کارگری وکمونیست می​توانیم به پشتوانه​ی تجربه​ی فشرده​ی سال​های طولانی مبارزه در جمهوری اسلامی و به پشتوانه​ی یک​صد سال و بیشتر تجربه​ی مبارزه​ی کمونیست​ها و فعالین کارگری دیگر کشورها با کاربست​های امنیتی و مخفی​کاری بر این شرایط فائق آئیم. هرروزکه می​گذرد کارگران تازه بیکارشده به جمعیت عظیم بیکاران افزوده​تر می​شود و هر روز که می​گذرد سایه​ی شومِ گرانی، بی​چیزی و فقر و بحران عمومی گسترده​تر می​شود. تنها در پرتو ارتباط و تلاش هماهنگ استوار بر راه​کارهای انقلابی و تشکیلاتی​ست که می​توانیم از عهده​ی وظایف خود در راهِ رهاییِ کارگران برآئیم. سوز وسرمای آزار دهنده و نه چندان دل​پذیرِ کنونی خبر از توفانی می​دهد که در راه است!

به​یاد و خاطره​ی کارگر کمونیست فدائی ایرج سپهری. یکم آذرماه هشتادونه- ( ح. م)

۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

گزارشی از شرکت شهاب خودرو

گزارشی از شرکت شهاب خودرو
تجربه‌ی یک اعتصاب و چگونگیِ متلاشی شدن اتحاد کارگران



تحقیق و گِردآوری: توماج
توضیح وبلاگ: این گزارش را رفیقِ گرامی توماج برای ما ارسال کرده است. این گزارش محصول تحقیق و پرس‌و‌جوی ایشان از کارگران شرکت شهاب خودرو است که امیدوارم در آینده اطلاعات بیشتری را نیز در اختیار ما قرار دهند.با سپاس فراوان از رفیق توماج.

تاریخ‌چــه‌ی شرکت شهاب‌خودرو
از نظر تاریخی، شرکت شهاب‌خودرو یکی از قدیمی‌ترین شرکت‌های تولید و مونتاژ خودروی سنگین در ایران است که تاسیسات و دفتر مرکزی آن در زمینی به مساحت حدود 18 هکتار و زیربنای حدود 77000 متر مربع در کیلومتر 9 جاده مخصوص کرج(تهران) واقع شده است. زمینه‌ی شکل‌گیری و شروع به کارِ این شرکت به هم‌کاری با شرکت لیلاند موتور در سال 1334 جهت ساخت اتاق بار و شاسی کامیون‌های اینترناش و لیلاند واقع در خیابان قزوین بر می‌گردد. در سال 1342 رسما" شرکت لیلاند موتورز ایران تاسیس و با زمینه‌ی فعالیت تولید کامیون، اتوبوس و ماشین‌های مخصوص با آرم لیلاند موتورز به شماره 8747 به ثبت رسید. در سال 1358 شرکت در اختیار بنیاد مستضعفان و جان‌بازان و سپس سازمان گسترش و نوسازیِ صنایع ایران قرار گرفت، در این سال نام شرکت به "شهاب خودرو(ایران)" تبدیل شد. و در نهایت در سال 1378 و به استناد قرارداد مورخ 24/5/78، شرکت شهاب خودرو به تملک آستان قدس رضوی در آمد
قبل از انقلاب این شرکت متعلق به شخصی به نام اسدی بوده، ایشان همان موقع درصدی از سهام را وقف کرد. پس از انقلاب ومصادره‌ی کارخانه مدتی در دست سازمان گسترش بوده و وقتی این سازمان خواست آن‌را را بفروشد با این‌که در مناقصه، سایپا با قیمت بالا برنده شده بود شرکت را به آستان قدس رضوی دادند و اینک در حقیقت یک شرکت دولتی است ولی در عمل ملک خصوصی خاندان واعظ طبسی است.

محصولات تولیدی شرکت
شرکت شهاب خودرو با سابقه ای 43 ساله، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خودروساز داخلی است که در زمینه‌ی تولید انواع اتوبوس‌های شهری (دیزلی و گازسوز)، بین شهری وماشین‌های مخصوص( شامل ماشین‌های آتش‌نشانی، آمبولانس، زباله‌کِش، رولاف و ...) فعالیت می‌نماید.
مشتریان شرکت
مشتریان اصلی این شرکت به دو گروه داخلی و خارجی تقسیم‌بندی می‌گردند. از مهم‌ترین مشتریان داخلی می‌توان به وزارت کشور به نماینده‌گی از طرف تمامی اتوبوس‌رانی‌ها و سازمان پایانه‌های حمل ونقل کشوراشاره کرد. شرکت شهاب خودرو در زمینه‌ی صادرات محصولاتش نیز فعالیت نموده و تاکنون توانسته است انواع مختلفی از تولیدات خود، از جمله اتوبوس‌های شهری، بیابانی و ماشین‌های مخصوص را به کشورهای متعددی از جمله سوریه، ترکمنستان، افغانستان، آذربایجان، لیبی و ... صادر نماید.
تامین کننده‌گانِ شرکت
شرکت شهاب‌خودرو جهت تامین قطعات مصرفیِ خود با شرکت‌ها و کارخانجات متعدد داخلی و خارجی طرف قرارداد بوده و سعی می‌نماید تا با استفاده از نظام ارزیابی تامین کننده‌گان نسبت به حصول اطمینان از کیفیت محصول و کسب رضایت‌مندی تمامیِ مشتریان خود اقدام لازم به‌ عمل آورد. تعداد کل تامین کننده‌گان داخلی حدود 200 شرکت است که به‌طورِ مثال می‌توان به شرکت‌های فولاد مبارکه، پروفیل ساوه، شیشه‌ی ایمنی کبیر، راحت‌صندلی خودرو، گروه قطعات خاور، کمپارس و رزین الیاف اشاره کرد. ضمنا شرکت‌های رنوی فرانسه، فویت آلمان، دوگای اسپانیا، دایناتک آلمان و ان‌کی کره از اصلی‌ترین تامین‌کننده‌گانِ خارجی می‌باشند.

وضعیت کارگرانِ شهاب خودرو

کار گران این مجموعه شامل سه دسته هستند:
کارگرانِ رسمی، کارگرانِ قراردادی، کارگرانِ قرارداد موقت یا پیمان‌کار. این سه دسته از لحاظِ کار هیچ فرقی با هم ندارند و دسته‌ی سوم خیلی بیشتر از دیگر کارگران کار می‌کنند و استثمار می‌شوند ولی کم‌تر از دیگر کارگران مزد دریافت می‌کنند زیرا پیمان‌کارِ بخش خصوصی از حق کارگرانِ پیمان‌کار بدون هیچ زحمتی سه درصد دریافت می‌کند. کارگران پیمان‌کار در سراسر کشور جزو تحت ستم و استثمار واقع شده‌ترین کارگران هستند چرا که امنیت شغلی ندارند. آخر سال با آن‌ها تسویه‌حساب می‌شود وهر زمان که بخواهند آنان را اخراج می‌کنند. کارگرانی که با قرارداد سفید امضا و بیست و نه روزه کار می‌کنند به‌ هیچ وجه امنیت ندارند و هر لحظه ممکن است همگی‌شان بدون هیچ دلیلی اخراج شوند و درضمن حقوقشان نیز پرداخت نگردد.
این شرکت از قسمت‌های مختلفی تشکیل شده است هم‌چون ابزارسازی، مدل‌سازی، ساختِ قطعات، ساختِ بدنه، نصب موتور، نقاشی، تزئینات داخلی و کنترل قبل.
در این شرکت تنها چیزی که ارزش ندارد جان کارگر است تا جائی که مسئولین و مدیران حتا از دادن یک جفت دست‌کِشِ نخی و یا ماسک ضد آلوده‌گی و یا لباس و کفش کار نیز دریغ می‌کنند و هر وقت کارگران به این وضعیت اعتراض می‌کنند و علت را جویا می‌شوند، مسئولین می‌گویند شرکت پول ندارد !!
به عنوان مثال نقاشان این شرکت از ماسک ضد آلوده‌گیِ مرغوب بهره‌مند نیستند و این کم‌بود می‌تواند در دراز مدت به سلامتی آن‌ها آسیب‌های جدی برساند یا برای نمونه جوش‌کارانِ آرگون از کم‌ترین وسایل ایمنی هم برخوردار نمی‌باشند. در قوانین وزارت کار آمده کسی که با آرگون کار می‌کند باید لباس قرمز داشته باشد( به دلیل جلوگیری از عقیم شدن مردان) یا سالن جوش‌کاری باید تهویه‌ی مطبوع داشته باشد ودرصورت نبودِ آن باید جوش‌کار کپسول اکسیژن با خود حمل کند. کارگران این شرکت با همان لباسی که تابستان کار می‌کنند در زمستان هم کار می‌کنند و در نتیجه در تابستان از گرما و در زمستان از سرما زجر می‌کشند. کارگران شهاب خودرو حتا یک بخاریِ درست و حسابی استاندارد هم ندارند و تمام بخاری‌ها را کارگران ساخته‌اند وهمه‌گی غیر استاندارد وخطرناک هستند. جدیدا بعد از چند سال برای آن‌ها یک اجاق گاز آورده‌اند برای تهیه‌ی چای یا صبحانه. هم‌چنین این کارگران از استفاده از آبِ سالم هم محرومند. آب را با تانکر از شهرک‌های اطراف می‌آورند و در یک استخر جمع می‌کنند و برای استفاده آن‌قدر به ‌آن کُلُر می‌زنند که استفاده از آن می‌تواند مضر باشد و از این آب نمی‌توانند برای حمام هم استفاده کنند. آبی که برای شست‌وشو نیز استفاده می‌کنند پر از آهک و املاح است و از تمام دوش‌ها و یا دریچه‌های کولر مثل غار قندیلِ گچ آویزان است.
وضعیت غذاخوریِ این شرکت نیز دست کمی از سرویس بهداشتی و حمام آن ندارد، رستوران شرکت نیز توسط یک پیمان‌کارِ بخش خصوصی اداره می‌شود، طبیعتا هرچقدر که کیفیت غذا پایین باشد سود پیمان‌کار بالا می‌رود و او نیز در این مورد سنگ تمام می‌گذارد. این پیمان‌کار ابتدا غذای مدیران و کارمندان را جدا می‌کند و از غذای آن‌ها هیچ‌گاه به کارگران نمی‌دهد، جالب این‌جاست که نزدیکِ پایان سال یا وقت تمدید قرارداد که می‌شود به هر مدیر 5 سکه بهار آزادی می‌دهد! با یک حساب سر انگشتی می‌توان فهمید که این پیمان‌کارِ بخش خصوصی چه سود کلانی می‌کند که این‌قدر هم رشوه می‌دهد!!! در این شرکت ده مدیر وجود دارد، اگر قیمت هر سکه را 200 هزارتومان فرض کنیم، ایشان برای باقی ماندن در بخش خصوصیِ این شرکت و تقلب در غذا پختن و خوردنِ حق کارگران هر سال حدود ده میلیون تومان رشوه می‌دهد. به گفته‌ی چند تن از کارگران یک روز که غذا(‌مثلا) کباب کوبیده بوده چند تن از کارگران آمده و به دیگر کارگران گفته‌اند دوستان امروز غذا را نخورید، وقتی کارگران علت را جویا شدند آن‌ها گفته‌اند که ما از مقابل آشپزخانه رد می‌شدیم، عده‌ای از کارگران در آشپزخانه داشتند گوشت چرخ می‌کردند و دو سه نفر هم زمینِ آشپزخانه را با آب و تاید می‌شستند، در همین هنگام گوشت چرخ کرده که در لگن حمل می‌شد روی زمین که با آب و تاید شسته می‌شد می‌افتد، کارگران در این هنگام پیمان‌کارِ بخش خصوصی را صدا کردند و گفتند این گوشت را چکار کنیم؟ پیمان‌کار هم گفته که مگر من سرِ گنج نشسته‌ام که دوباره این‌همه گوشت بخرم؟! همین را بپزید و بدهید بخورند و همان گوشت را از داخل آب و کف برداشته و به‌ خوردِ کارگران داده‌اند. درمورد سرویس بهداشتی هم که گفتن ندارد، به عنوان مثال یکی از سالن‌ها دارای بیش از هفتاد کارگر است که برای این تعداد کارگر دو دست‌شوئی وجود دارد که یکی همیشه خراب و دیگری را هم هفته‌ای یک بار نظافت می‌کنند، البته درداخل شرکت یک سرویس بهداشتی مرکزی نیز وجود دارد که حدود بیست دستشوئی دارد که از این تعداد همیشه تعدادی یا چاه‌هایشان پر شده یا شیر آبشان خراب است یا درو پیکر درست و حسابی ندارند، مایع دست‌شویی هم که دیگر هیچ معلوم نیست چه چیزی هست که هر کسی از آن استفاده می‌کند دست یا صورتش قارچ پوستی می‌زند!
دراین شرکت قراردادها حساب و کتاب مشخصی ندارد و بیشتر بسته‌گی به کارگر دارد و هرچه قدر کارگر اعتراض نکند و با کارفرما سازش کند، مدت قرارداد بالا می‌رود ولی حداکثر مدت قرارداد شش ماه است، اما در اکثر موارد قراردادها یک‌ماهه است.
مقدار حقوق کارگران فنی و ساده در این شرکت در سال هشتاد و نه، سیصد و دو هزار تومان است، البته به این مبلغ حق مسکن و خواربار و ... نیز اضافه می‌شود که حدودا چیزی بین پنج الی سی هزار تومان است، حق تخصص را پیمان‌کارِ بخش خصوصی به کارگران نمی‌دهد و خودش بالا می‌کشد و اکثر کارگران را کارگر ساده معرفی می‌کند و کارگرانِ ماهر مانند جوش‌کاران و نقاشان استادکار را کارگر ساده معرفی می‌کند. استثمار این کارگران این‌جا به پایان نمی‌رسد و پیمان‌کار بخش خصوصی از آن‌ها حداکثر حق بیمه را کسر می‌کند یعنی سی و شش هزار تومان ولی حداقل بیمه را برای آن‌ها در نظر می‌گیرد و کارگران ضرر کار را در زمان بازنشسته‌گی خواهند دید که کم‌ترین حقوق را برای آن‌ها درنظرخواهند گرفت و یا زمان استفاده از مرخصی استعلاجی یا بیمه‌ی بیکاری.
کارگران این شرکت هیچ‌گونه انجمن صنفی ندارند، فقط خانه‌ی کارگر است که آن هم بنا به گفته‌ی کارگران برای مراجعه به خانه کارگر اکثرا در هنگام انتخابات مجلس می‌توان وقت گرفت و با آقای محجوب ملاقات کرد و او نیز فقط گوش می‌کند و برای حل مشکلات وعده‌ی بعد از انتخابات را می‌دهد!! این کارگران در شرکت دو نفر نماینده دارند که اکثر کارگران حتا نام یکی از آن‌ها را هم نمی‌دانند!!
مدت مرخصی کارگران شهاب خودرو دو روز در ماه است ولی طوری با آن‌ها حساب می‌کنند که همیشه باید مرخصی بدون حقوق بگیرند ساعت کاری در این شرکت ازهفت صبح شروع می‌شود؛ حال این‌که اگر کسی دیرتر از این ساعت کارت بزند از وی مرخصی بدون حقوق کسر می‌شود، حتا اگر مقصر تاخیر راننده‌ی سرویس شرکت یا ترافیک باشد هیچ فرقی نمی‌کند! و از حقوق کارگران کسر می‌شود. از ساعت هفت الی هشت صبح وقت صبحانه است که شرکت از دادن یک لیوان آبِ جوش نیز خودداری می‌کند، از ساعت هشت صبح کار در شرکت آغاز می‌گردد تا نُه و سی دقیقه که وقت استراحت است. سپس از ساعت ده دوباره کار آغاز می‌شود تا ساعت دوازده که وقت ناهار و نماز است که در این زمان، یک و نیم ساعت کار تعطیل می‌شود. از ساعت یک و نیم بعد از ظهر دوباره کار آغاز می‌شود تا ساعت چهار بعد از ظهر. البته کسانی که نمی‌خواهند اضافه کار بایستند ساعت چهار شرکت را ترک می‌کنند، اضافه‌کاری از ساعت چهار الی شش بعد از ظهر است.

اعتصاب کارگران و چگونگیِ متلاشی شدن اتحاد کارگران
در این شرکت در سال هشتاد و نُه پس از این‌که روز کارگر و چند عید مذهبی طی شد و دریغ از کوچک‌ترین تقدیر و پاداشی برای کارگران، اکثر کارگران تصمیم می‌گیرند که واکنش نشان دهند و مدیر عامل هم مثل همیشه می‌گوید پول نداریم ولی تعدادی از بازنشسته‌ها با حقوق بالا دعوت به کار می‌شده‌اند و یا دائم بعضی از مدیران در حالِ گشت‌وگذار و سفرهای خارجی بوده‌اند. پس از بحث‌های زیاد در میان کارگران شرکت ابتدا قرار بر این می‌گذارند که زمانِ صرفِ غذا، تمامِ کارگران با گذاشتن سلف‌های غذا روی زمین و کوبیدن قاشق به روی میز خواهانِ آمدن مدیرعامل به سالن غذا و صحبت با آن‌ها و شنیدن مشکلاتِ کارگران و اعتراض آن‌ها شود ولی با عدمِ هم‌کاریِ بعضی‌ها و دخالت واحد حراست این‌ کار بی‌نتیجه می‌ماند، کارگران بعد از چند روز با هماهنگی با تمام قسمت‌ها قرار بر این می‌گذارند که راس ساعت شش بعد از ظهر که قرار است کارگران سوار سرویس شرکت شوند، همه کارت بزنند و جلوی دفتر مدیرعامل تجمع کنند و تا گرفتن نتیجه همان‌جا بمانند و راس ساعت پنج و پنجاه و نُه دقیقه الله اکبر گویان به سمت دفتر مدیرعامل حرکت می‌کنند که ابتدا مسئولین می‌گویند مدیر عامل در سفر چین است و این‌جا نیست ولی بعد از ده دقیقه مدیرعامل می‌آید(کارگران قبل از ظهر دریک انبار جمع شده، از هر سالن دو نفر نماینده انتخاب کرده و یک سری سئوال مبنی بر درخواست‌ها و مطالباتشان و حقوقشان تهیه کرده و قرارشده بوده اگر از طرف حراست برخوردی شود و آسیبی به نماینده‌ها برسد فردای آن روز در جاده مخصوص کرج تجمع کنند). در ابتدا با توجه به قضیه‌ی مبارزات کارگرانِ شرکت مینو و پیروزی‌شان قرار بر این می‌گذارند تا موضوعِ تشکیل شورای کارگری را مطرح کنند. به هرترتیب کارگران در آن روز اعلامیه تهیه می‌کنند و سئوالاتی نیز مطرح می‌کنند که خواست‌هایشان که عبارت بوده از:
1) تشکیل شورای کارگری
2) تبدیل قراردادهای موقت به دائم
3) پرداخت پاداش طبق فروش محصول(چیزی که در تمام شرکت‌های خودروسازی به نام اکورد وجود دارد)
4) جلوگیری از بازگشت به کارِ بازنشسته‌ها با حقوقِ بالا
5) بررسیِ وضع غذا و بهداشت شرکت
6) راه اندازی هرچه سریع‌تر محصولات جدید
مدیرعامل ابتدا قبول می‌کند و سپس قرار بر این می‌شود که فردا پانزده نفر به نماینده‌گی از همه‌ی کارگران در جلسه‌ی هیات مدیره شرکت کنند. فردا صبح که قرار شد نماینده‌گان برای شرکت در جلسه بروند از نفراتی که در جلسه‌ی داخل انباری حضور داشته‌اند هیچ کس نمی‌آید و بعد مشخص می‌شود که هر یک از آن‌ها را به بهانه‌ای دور کرده بوده‌اند، یکی را چون قراردادش موقت بوده، یکی را چون مدیرقسمتش از او ناراضی بوده، یکی را چون در حراست پرونده داشته و خلاصه کسانی به جلسه رفتند که جز به جیب خود به هیچ چیز فکر نمی‌کردند و افرادی مزدور و ضد کارگر بودند و هرچه کارفرما می‌گفت قبول می‌کردند. وقتی آن‌ها از جلسه برگشتند اکثر پست‌های خوب و اضافه‌کارِ دائم صدوبیست ساعته گرفتند و شورای کارگری هم به سرنوشت نماینده‌های کارگری دچار شد و کسانی که عوامل مدیرعامل و حراست بودند، نماینده‌ی شورای کارگری شدند. ناگفته نماند که قبل از این‌که افراد منتخبِ کارگران را اخراج کنند ابتدا با حُقه‌بازی در یک برگه و طی صورت‌جلسه‌ای برای این‌که نماینده‌گانِ منتخبِ کارگران، شورایِ کارگری را تشکیل بدهند از کارگرانِ معترض امضا می‌گیرند و بعد از آن جریان نامِ نماینده‌گان منتخب کارگران را برداشته و اسامی عوامل خود را به عنوان نماینده‌گان کارگران ضمیمه‌ی آن می‌کنند.